قطب الدين الراوندي

322

سؤال و جواب فقهى ( فارسي )

به آب ، و بعد از زوال ، آب ريختن بر محل ، كافى است و اگر آب مفقود باشد ، مسح مخرج بول و تنشيف رطوبت نجاست به جسمى طاهر ، مانند سنگ و خزف و پنبه و امثال آن ، واجب است تا نماز صحيح باشد و محل به آن پاك نمىشود و بر خبثيّت نجاست بول باقى مىماند ، پس نزد وجدان « 1 » ، استنجا به طريق معهود شرعى ، چنانچه مذكور شد ، واجب است تا نجاست خبث بول زايل و محل طاهر و تلبّس به نماز مشروع شود . [ 89 ] مسألة : بر أغلف - به اعجام عين بعد از همزه و فاء بعد از لام - يعنى « 2 » كسى كه مختون نباشد - واجب است كشف بسره - به ضم باء موحّده و اسكان سين مهمله قبل از راء مفتوحه - كه عبارت است از رأس حشفه ، اگر ممكن بوده باشد تا آب بر مخرج بول وارد شود ؛ چه از بواطن نيست تا وجوب غسل ساقط باشد ، بلكه در حكم ظاهر و شستن آن به حكم شرع واجب است . و اگر مرتتق - به ضم ميم و اسكان را و فتح تاء اوّلى و كسر تاء ثانيه قبل از قاف - يعنى غلاف يا بسره « 3 » ملتئم و چسبنده باشد ، « 4 » اشبه پيش من آن است كه به قدر ممكن ايصال آب به ما تحت غلاف از بسره لازم است ، همچنانكه جدّ متبحّر من در شرح قواعد گفته است و علامه در منتهى و شهيد محقق در ذكرى « 5 » الحاق آن به بواطن كرده مىگويند : حكم مختتن بر او جارى و ظاهر غلاف به جاى بسره واجب الغسل و اعتبار وصول آب به ما تحت ساقط است .

--> ( 1 ) . در « ص » اضافه : « آب » آمده است . ( 2 ) . عبارت در بعض نسخه‌ها اين طور است : « يعنى بعد » . ( 3 ) . در غير از « ب » اضافه « يا بصره » است . ( 4 ) . الكافي ، ج 3 ، ص 17 ، ح 9 ، تهذيب الاحكام ، ج 1 ، ص 28 - 29 ، ح 75 . ( 5 ) . ذكرى الشيعة ، ج 1 ، ص 173 .